از دفتر شعر آماده ى چاپ "روياهايى در بيدارى"

مينا اسدى

وقتى شما در خواب بوديد

لاک پشتى نامه شما را به پست سپرد
وقتى شما در خواب بوديد
خرگوشى از خواب برخواست
و شهر را جارو کرد
وقتى شما در خواب بوديد
خوکى به چراگاه گوسفندان شاشيد
گرگى بره اى را دريد
و روباهى کلاه کلاغى را برداشت
وقتى شما در خواب بوديد
مردگان در گورستانها
به بى عدالتى اعتراض کردند
وقتى شما در خواب بوديد
من به حال شما گريستم.
استکهلم ٢٤.٩.٩٥

بازگشت