دنيا خانه من است
نگاهى به چند فيلم جشنواره جهانى سينماى تبعيد
٥ - ١٠ دسامبر ١٩٩٧
يوتوبورى - سوئد
گزارشى از بصير نصيبى
جشنواره هاى سينماى در تبعيد (٭)
از ٧ تا ١٤ اکتبر١٩٩٣ نخستين جشنواره ى سينماى ايران در تبعيد، با حضور جمعى از فيلمسازان تبعيدى، در شهر "يوتوبورى" سوئد برگزار شد. بعد از اين اتفاق، در آوريل ٩٦ نخستين "سمپوزيوم بين المللى سينماى ايران" در شهر "زاربروکن" آلمان، گردهمائى گسترده خانواده سينماى ايران در تبعيد بود که به اين حرکت تداوم بخشيد و بتدريج جشنواره هائى در شهرهاى "فرانکفورت"، "هايدلبرگ"، "هانوفور"، "هامبورگ" و "کلن" برگزار شد و سرانجام انتشار مداوم نشريه سينماى آزاد، نشانه ايست بر تداوم کار و همبستگى خانواده سينماى ايران در تبعيد، که شرايط ناهنجار کار در سينماى جمهورى اسلامى را تاب نياوردند، اما در خارج از مرزها نه تنها به کارشان ادامه دادند و آثار ارزشمندى ارائه دادند بلکه درد و مصيبت خانواده سينماى ايران که در چنگال ارتجاع اسير مانده اند، خود را سهيم و شريک ميدانند. و صداى اعتراض آنان در دنياى آزاد هستند.
"جشنواره هاى يوتوبورى"
سومين دوره سينماى در تبعيد از ٥ تا ١٠ دسامبر ١٩٩٧ در شهر "يوتوبورى" برگزار شد. اين جشنواره که در سال نخست ويژه سينماى ايران در تبعيد بود، در دو سال بعد، اکتبر ٩٥، اين جشنواره به شکل جهانى و گسترده ترى نزديک شد. امسال نيز، همان روال ادامه يافت و ٦٣ فيلم کوتاه و بلند و مستند از ٥٢ فيلمساز تبعيدى در بخش اصلى جشنواره و بخش هاى جنبى، و ٦ فيلم از فيلمسازان غير تبعيدى که موضوع آنها در باره تبعيدى ها بود. و ٣ فيلم در بخش ممنوعه و يک فيلم در قسمت عليه نژادپرستى نمايش داده شد.
حسين مهينى - مدير جشنواره- در سخنرانى آغاز جشنواره گفت: سينماگران تبعيدى بخشى از اين موج عظيم قربانيان نظام هاى سرکوبگر آزادى هستند که به مهاجرت اجبارى و تبعيد گرن نهاده اند. اينان با آگاهى از شرايط خود و با شناخت از توان و نقش سينما در شکل بخشيدن به افکار عمومى، با حداقل امکانات مى کوشند تا درد تاريخى ملت خود را در پيوند تنگاتنگ با درد انسان معاصر، تصوير کنند. و در مراسم آغاز جشنواره، گزارش تکان دهنده، ناهيد زارع و کاوه گلستان، از مرکز کودکان عقب مانده در تهران، به نام مرکز "امام على" پخش شد که تاثير بسيارى بر حاضران در مراسم افتتاح داشت. در اين مرکز کودکان بيمار به زنجير کشيده ميشوند و از حداقل شرايط انسانى محروم هستند. اين گزارش از شبکه تلويزيونى "CNN" پخش گرديد و تکه هائى از آن در بخش هاى خبرى کانال ""RTL آلمان نيز پخش شده است.
ناهيد زارع همکار تهيه اين گزارش که در سوئد اقامت دارد، در روز بعد از نمايش فيلم، شرح جامعى پيرامون تهيه اين گزارش مستند ارائه داد و شرايط غير انسانى حاکم در اين موسسه و موسسات مشابه را تشريح نمود.
ناهيد زارع، در گفتگوئى اختصاصى با ما مى گويد: "بعد از تهيه اين گزارش به وزارت امور خارجه احضار شدم، تا اعتراف کنم که با تهيه اين فيلم به مصالح مملکت خيانت کرده ام، سران مملکت ما در جستجوى اين هستند که دريابند چه کسانى با بيان حقيقت نظم جامعه را به هم ميزنند. اين فيلم را کارى تحريف شده و غير واقعى معرفى کرده اند و ما را با محافل ضد انقلاب در خارج در ارتباط دانستند".
حضور فيلمسازان زن در جشنواره امسال چشم گير بود، "مهرانگيز دابوش" فيلمساز ايرانى مقيم برلين، با دو فيلم مستند در جشنواره حضور يافت. مهرانگيز دابوش از فيلمسازان موفق ايرانى است که از ٣٠ سال پيش در برلين اقامت دارد و در مدرسه سينمائى برلين، سينما را آموخته و در کارهاى مستندش مسائل و مشکلات و شرايط اجتماعى ترکهاى مقيم آلمان را مطرح مى کند. مهرانگيز با دقت و وسواس بسيار کار مى کند و لحظه هاى فيلمهايش سرشار از حس و عشق و علاقه است. دو فيلم "حق مردها و رنج زنان" و "اشک کودک" دو کار مستند موفق در جشنواره سوئد بودند.
"سفر به منينلى" کار داستانى پروانه مکانيک در باره خانمى است با نام "N" که برنده سفر به منطقه "ميننلى" ميشود، ولى زن و مردى که همسفر او هستند سفرش را به کابوس مبدّل مى کنند. پروانه مکانيک که "مدرسه عالى تلويزيزن و سينما" را در قبل از انقلاب و در ايران تمام کرده است، سالهاست که در پاريس اقامت دارد و براى نخستين بار است که در جشنواره سوئد شرکت مى کند. فيلم پروانه از لحظه هاى خوب و جذابى برخوردار است.
جميله ندائى با فيلمى مستند در باره چهارمين کنفرانس جهانى زنان در چين به جشنواره آمده است. جميله به تنهائى و با يک دوربين و حداقل وسائل که امکان حمل و نقل آنرا داشته است، سندى زنده از اين رويداد مهم که ٣٠ هزار زن در آن شرکت داشته اند ارائه ميدهد.از مژده فاميلى، ديگر فيمساز مقيم پاريس، فيلم داستانى کوتاه به نام "حرف" نمايش داده مى شود. اين فيلم بيشتر به کارهاى موج نوى فرانسه نزديک است. در بولتن جشنواره فيلم در چند جمله کوتاه کار او خلاصه شده است: "در رابطه عاشقانه چگونه مى توان به خود رسيد". چيمن رحيمى، فيلمساز ايرانى مقيم لندن، نخستين کار سينمائى اش را بانام "درسالهاى قبل سکه هايى ضرب شده"Many years ago a coin was minted)) در جشنواره سوئد ارائه ميدهد. اين فيلم قصه اى ساده و جذاب دارد که بر اساس فيلمنامه اى از رضا علامه زاده تنظيم شده است. سيروس ملکوتى آهنگساز ايرانى براى اين فيلم کوتاه موسيقى متن ساخته است. جميله سحراوئى((Djamila Sohraoui مستند ساز الجزايرى، مقيم فرانسه با فيلم "نيمه ديگر قدرت خدا" در جشنواره حضور دارد. اين فيلمساز الجزايرى تاکنون چهار فيلم ساخته است که سه فيلم وى از محتوائى مستند برخوردار است. به گفته خودش ايده فيلم درسال ١٩٩٠ که در الجزاير اسلام گرايان در انتخابات شهردارى پيروز مى شوند در ذهنش شکل مى گيرد. جميله معتقد نيست که بايد راه حل ارائه دهد. اما طرح و نظرى دارد که طبيعى است در محتواى کارش وارد مى شود. جميله مى گويد: "مطبوعات فرانسه بعد از تسلط اسلام گرايان، بيشتر مى خواستند درد دلهاى معمولى دختران زيباى الجزايرى را منعکس کنند، اما واقعيت اين است که اتفاقات الجزيره ريشه تاريخى دارد، که رشد داده شده و حال به اينجا رسيده است، که به زنان مى گويند به خانه بروند و در را رويخودشان ببندند". جميله فيلم سازى است که به کارش تسلط کامل دارد و مشخص است که براى تنظيم فيلمنامه هايش بررسى و پژوهشى دقيق را به انجام رسانده است. فيلم "نيمه ديگر قدرت خدا" اثرى است تاثير گذار و قابل تامل.
فيلم "چهره دشمن"، کار "حسين ايل درى" از امريکا، قصه اش برميگردد به ماجراى گروگان گيرى اوايل انقلاب، يکى از گروگانها که بعد از رهائى نيز ذهنش درگير کابوس هاى دوران اسارت بوده، يک روز به طور اتفاقى زنى را در خيابان مى بيند و تضور مى کند که اين زن رهبر و طراح شکنجه هاى او بوده است، او را مى ربايد و به اسارت مى گيرد.
"چهره دشمن" فيلمى حرفه ايست و قابليت آنرا دارد که به نمايش عمومى گذاشته شود، بازيهاى خوب، تکنيک حساب شده و موسيقى متن زيبا - کار اسفنديار منفردزاده - از ويژه گى هاى ديگر اين فيلم خوش ساخت است.
"سروژ هوسبيان" از فيلمسازان ايرانى مقيم پاريس است که فيلمهايش از بيانى زيبا و حسى شاعرانه برخوردار است، تا آن حد که حتى بدون نياز به درک ديالوگ فيلم، از تصاوير زيبا و غنى آن مى توان بغايت لذت برد.
"سروژ" ريتم و تکنيک را خيلى خوب مى شناسد و در کارهايش به بهترين شيوه از آن بهره مى گيرد. وى کار سينما را از ايران و با دستيارى "آرابى اوانسيان" در فيلم "چشمه" آغاز کرده است و بعد مدرسه لندن را تمام کرده و به تحصيل سينما در پاريس نيز ادامه داده است. براى او مشکلات کار سينمائى براى خارجيان بيشتر يافتن حس هاى لازم براى کار است، و کمبود امکانات و يا مشکلات مادى در مراحل بعد قرار مى گيرد.
"سروژ" ميگويد: "در فرانسه به سازندگان فيلم کوتاه کمک مى شود، چون اين نوع فيلمسازى را آينده ساز براى سينما ميدانند. براى فيلمسازى به زبان فرانسه کافى نيست که به آن زبان صحبت کنيم، بلکه بايد بتوانيم به زبان فرانسه حس و فکرمان را بيان کنيم، و خود من براى نوشتن فيلمنامه هايم ابتدا آنها را به زبان فارسى مى نويسم و گاه ارمنه و بعد به زبان فرانسه بر مى گردانم. و اين مشکلى است که براى ما که در سنين بالاتر از ريشه هايمان جدا شده ايم. بطور کامل قابل حل نيست".
فيلم سينمائى "Consuelo" اثر "لوئيس ار ورا" کارگردان شيليائى مقيم سوئد از آثار مهمى است که در جشنواره نمايش داده شد. محتواى اين فيلم در باره فردى است که ٢٣ سال است در تبعيد است و بعد از سقوط ديکتاتورها به شيلى برميگردد، به ميان خانواده اش، دوستانش و عشق نخستين اش.
فيلم تضادهاى يک شيليائى تبعيدى ، با مردم ساکن در شيلى را به تصوير مى کشد. در سال ١٩٧٣ از ميان ١١ ميليون جمعيت شيلى يک ميليون از چنگال ديکتاتورها گريخته اند و مانوئل مارکيس شخصيت اول فيلم "Consuelo" يکى از آنان است.
"ورا" فيلم سازى است که علاوه بر تسلط به زبان سينما، نسبت به مسائل سياسى نيز آگاهى و شناخت دارد. او ميگويد محتواى فيلم جديدش که بزودى ساخت آن آغاز خواهد شد، در باره پناهندگانى است که در اروپا زندگى مى کنند. کشورهاى اروپائى ديوارى سخت تر از ديوار برلين به دور اين پناهندگان ايجاد کرده اند.
از "محمد عقيلى" فيلم داستانى کوتاهى با نام "زير سقف خودم" در برنامه جشنواره گنجانده شده بود. "عقيلى" کار سينما را سالها قبل از انقلاب در ايران و همراه با ما و در "سينماى آزاد ايران" آغاز کرد. او بعداً کار مستند سازى را در تلويزيون ايران دنبال نمود. در سالهاى تبعيد در سوئد چهار فيلم کوتاه داستانى ساخته است. و در فيلم جديدش برخورد دو نسل را مطرح مى کند. نسل اول زخم خورده از شرايط حکومت استبدادى، که هرگز انديشه بازگشت به آن شرايط را به خود راه نمى دهد، و نسل دوم که اين مسائل را بخوبى لمس نمى کند، بلکه در ذهنش رشد انديشه هاى نژاد پرستانه اروپا مهم جلوگر مى شود و به بازگشت نيز مى انديشد.
"عقيلى" بى آنکه خود به داورى بنشيند، اين دو تفکر را در مقابل هم قرار مى دهد.
فيلم "کانون" ساخته "حسين مهينى"، براى بخش ممنوعه ها در نظر گرفته شده بود. اين فيلم مستندى است از اردوگاه کار کرج پيش از انقلاب، که تصاوير گويا و تکان دهنده آن باعث شد که در توقيف بماند.
در کشور ما چه در گذشته و چه در حال، آثارى که از اينگونه مراکز تهيه مى شوند اگر بخواهند واقعيت ها را به تصور بکشند با ايراد و اعتراض حکام برخورد مى کنند. "کانون" در زمان شاه توقيف مى شود "گال" فيلم مستند داستانى که وضعيت ناهنجار دارالتأيب ها را به نمايش مى گذارد در رژيم جمهورى اسلامى سانسور و توقيف مى شود. و گزارش تکان دهنده اى از مرکز توانبخشى به نام "حضرت على" کار "کاوه گلستان" و "ناهيد زارع" نيز با خشم متوليان سينماى اسلامى برخورد ميکنند. بهر حال فيلم "کانون" "حسين مهينى" بدون توسل به شعار و به کمک تصاوير زنده و گويا و با بهره از حس سينمائى سازنده اش يکى از فيلمهاى به ياد ماندنى سينماى مستند است و يکى از فيلمهاى خوب جشنواره سوم.برنامه اى براى مرور آثار "سهراب شهيد ثالث" در نظر گرفته شده بود، و قرار بر اين بود که "سهراب" خود از آمريکا مهمان جشنواره باشد. وقت، انرژى و بودجه بسيارى هم براى انجام اين برنامه صرف شد، اما در نهايت برگزارى کامل آن امکان پذير نشد و تنها يک فيلم از "سهراب شهيدثالث" با نام "درخت بيد" بر -اساس قصه اى از چخوف- نمايش داده شد. اين کار "شهيدثالث" را راديو "برمن" آلمان و "اسلاويسکى فيلم" تهيه کرده بودند. فيلم ويژه گى ديگرکارهاى "شهيدثالث" را با خود دارد. ريتم کند، نحوه شکل گيرى ماجرا، نحوه اداره بازيگران و پيش برد قصه فيلم ، به هر حال اين اثر براى شيفته گان سينماى، "شهيدثالث" از جاذبه تهى نيست.
"اجازه اقامت" از "لس بليو" که فيلم نامه آن را "ايرج جنتى عطايى" نوشته يکى ديگر از آثار ارائه شده به جشنواره است. محتواى فيلم داستان زنى است که براى دريافت اجازه اقامت به ازدواج مصلحتى تن در ميدهد.
"وحيد زمانى" يکى از کارگردانان جوانى است که در اين سالها به طور مرتب در جشنواره هاى تعيد حضور داشته است. "وحيد" کارگردانى است که قادر است در زمانى بسيار کوتاه حس و فکرش را به تماشاگر القاء کند "آخرين لحظه" کار جديد "وحيد زمانى" - مقيم آلمان - چهار دقيقه طول کشيد، ساختمان سينمائى محکم، تسلط فيلم ساز به کارش را نشان مى دهد. دکتر "هوشنگ الهيارى" فيلمساز و روانپزشک ايرانى مقيم اطريش از فيلمسازانى بود که امسال با يک فيلم مستند و دو فيلم داستانى در جشنواره حضور داشت. "هوشنگ الهيارى" يکى از ده کارگردانهاى مهم سينماى اطريش است، اما نزد ايرانيان بعد از ساختن فيلم "عشق من وين" با بازى "فريدون فرخزاد" شناسانده شد. وى کار سينما را در دوران دانشجوى آغاز کرد و نخستين فيلم سينمائى اش را به طريقه ١٦ ميليمترى با نام "پازولينى مرگ خود را کارگردانى مى کند" و با سرمايه اى محدود تهى نمود. "الهيارى" خود مى گويد: "زندگى و مرگ پازولينى شورشى بود ضد قرار دادهاى سنتى جامعه ايتاليا". آخرين فيلم سينمائى "الهيارى"، "ترس از ارتفاع" از مهمترين آثاريست که در سال ١٩٩٦ در سينماى اطريش ساخته شده است. قصه اين فيلم درباره جوانى است که از زندان مرخص مى شود، اما اجتماع او را نمى پذيرد. "الهيارى" که خود پزشگ زندانهاى اطريش است، با بهره از شناختى که از محيط دارد، قادر است تا کُته پرسوناژهايش نفوز کند. نمايش "ترس از ارتفاع" و "پازولينى مرگ خود را کارگردانى مى کند" در جشنواره امسال سوئد با موفقيت مواجه شد.
"اسم من ژوزف است" از "داريوش شيروانى"، جديدترين کار اين فيلمساز است. که بعد از نمايش در چند جشنواره در آلمان به "فستيوال يوته بورى" مى آيد. اين کار "داريوش" با ديگر کارهايش کاملاً متفاوت است. در اين فيلم الکليسم، تنهائى و مسائل و مشکلات جنسى يک مرد ميان سال را مطرح مى کند. محتواى فيلم بحث هاى گوناگونى را به هنگام گفتگو برانگيخت. در جشنواره سينماى تبعيد هر روز جلسات بحث و گفتگو با فيلمسازان برگزار مى شد و بعد از ظهر تا نيمه شب نمايش فيلمها آغاز و ادامه مى يافت.
در بيانيه آغاز جشنواره "حسين مهينى" گفت: "همه ما پناهندگان و تبعيديان ميراث گران بهايى را از فرهنگ خود از گذشته به امروز، از سرزمينى به سرزمين ديگر همراه آورده ايم. ما به ادامه راه اميدواريم".
-----------
زير نويس و توضيح؛
١) تماشاى تمام فيلم هاى جشنواره براى من به چند دليل ناممکن بود. يکى فشردگى برنامه ها، که بعداز جلسه ميزگرد صبحها، وقت محدودى براى نهار باقى مى ماند و بعد از برگشت از استراحت ظهر، يکى دو فيلم از دست مى رفت. ديگر اينکه مصاحبه با فيلمسازان ايرانى و کشورهاى ديگر نيز قسمتى از وقت مرا مى گرفت. و همينطور گفتگو باچند شبکه راديوئى که در سوئد فعال هستند که اگر از شرکت در چند گفتگوى با آن ها عذر ميخواستم، به هر حال بايد به چند گفتگو تن در ميدادم و براى هيچکدام از اين کارها هم وقت آزاد نداشتيم ، به ناچار برخى از فيلمها نديده ماندند که جايشان در اين گزارش خالى است.٭) در قطعنامه اى که سينماگران شرکت کنده در نخستين جشنواره سينماى ايران در تبعيد امضاء کردند سينماى در تبعيد به گونه اى که در ذيل ميايد معنى شده است:"سينماى در تبعيد به مجموعه ى فيلمهائى اطلاق مى شود که به دليل داشتن خصلتى معترضانه در خود يا به خاطر پرداختن به شرايط ظالمانه اى که انگيزه تبعيد و عوارض ناشى از آن است مورد اعتراض نظام و قابل نمايش نباشد."
|