گفتگو با داريوش همايون

 مارس ١٩٩٨

انتخاب خاتمى و چشم انداز آينده

سياوش مدرسى: تشديد اختلافات درونى هيئت حاکمه ايران در ماه هاى اخير، واکنش ها و تبيين هاى متفاوتى را در صفوف اپوزيسيون رژيم بر انگيخته است. ديدگاهى موضوع اختلاف را بر عدم تبعيت کل جناح هاى رژيم از قانون اساسى و ديگر قوانين مدون جمهورى اسلامى، براى ايجاد يک جامعه مدنى و نرمال مى داند، نظرى ديگر اساس اختلاف را بر تبعيت و يا عدم تبعيت سياسى و مذهبى از ولايت فقيه و شخص خامنه اى فرموله مى کنند و ديدگاهى ديگر اساس کشمکش را بر سرچگونه گى حفظ رژيم و تداوم عمر رژيم جمهورى اسلامى در ايران فرموله مى کنند، نظر شما در اين مورد چيست؟

داريوش همايون: در شرايط بحرانى همواره اختلافات بالا مى گيرد. هرکس راهى براى بيرون آمدن از بحران مى جويد و به دليل حساسيت وضع و نزديک بودن خطر، هر برخورد عقايدى با شدت بيشترى همراه است. در اليگارشى آخوندى اين احساس خطر به همه اختلافاتى که در بالا اشاره شده دامن زده است. اما بزرگترين مساله براى رژيم، اکنون نگهدارى اعتبار و حتى ادامه ولايت فقيه است. با انتخابات رياست جمهورى، ولايت فقيه بى اعتبار شد زيرا راى مردم براى نخستين بار در برابر "ولايت مطلق" رهبر قرار گرفت.

از اين گذشته برسر سياست هاى خارجى و اقتصادى بحثهاى تند در محافل حکومتى جريان دارد. جمهورى اسلامى به جائى رسيده است که نمى تواند برهمان راه هاى گذشته برود و نمى داند که چه راه هائى را مى تواند برگزيند.

سياوش مدرسى: موقعيت کنونى و توازن قواى جناح هاى حکومتى را چگونه ارزيابى مى کنيد؟ در اين اختلافات کدام جناح و يا جناح ها دست بالا را دارد؟

داريوش همايون: دست بالا هنوز با ولايت فقيه است زيرا مراکز قدرت اصلى - نيروهاى مسلح، بنيادها، راديو و تلويزيزن و مجلس (تا حدود قابل ملاحظه) - در زير فرمان اوست. با اين همه نمى توان اطمينان داشت که تعادل نيروها که پس از انتخابات رياست جمهورى به مقدار زياد برهم خورد، بيش از اين ها برهم نخورد. رئيس جمهورى علاوه بر دستگاه ادارى (باز نه همه، اما تاحدود قابل ملاحظه) بر افکار عمومى، برعامل خيابان، تسلط دارد. او در بهره گيرى از هردو بسيار محتاطانه عمل مى کند و زمان نيز به سود اوست. مردم گناه بى حرکتى و بى اثرى او را به گردن ولايت فقيه و مشاوران او مى گذارند.

تحول جالب توجه گشاده شدن تدريجى فضاى رسانه هاست: روزنامه ها و کتابهاى بيشتر، بحثهاى آزادانه تر و نيز جسارتى که روشنفکران و فعالان سياسى در پيش کشيدن گره گاههاى اصلى و حمله به آنها ( زير پرسش بردن ولايت فقيه از جمله) نشان مى دهند (که) اگر اين روند ادامه يابد زمان همچنان به سود رئيس جمهورى و همفکرانش کار خواهد کرد.

سياوش مدرسى: بنظر مى رسد ائتلافى که خاتمى را به قدرت رساند شکسته شده، بنظر شما در ائتلاف هاى درونى رژيم چه جابجائى مهمى اتفاق افتاده است؟

داريوش همايون: هر ائتلافى دير يا زود شکسته مى شود، ائتلافى که خاتمى را به قدرت رساند، در البته سهم اصلى را در به قدرتش رساندنش نداشت. ( سهم جدى در موفقيت او نداشت.) مردمى که به او راى دادند به هيچ يک از گروه ها و شخصيت هائى که موقتاً در پشت سر خاتمى گرد آمدند وابستگى ندارند.

مهمترين تغييرى که در آن ائتلاف روى داده، پيوستن رفسنجانى به جناح ولايت فقيه و فاصله گرفتنش از رئيس جمهورى است. او البته در رقابتى دوسويه هم باخاتمى و هم خامنه اى است، ولى پايگاه قدرت پيشين را ندارد و آبرويش در چشم مردم هرروز بيشتر مى ريزد.

در ايران پايگاه هاى قدرت تازه اى به صورت نهادهاى جامعه مدنى پديدار مى شوند که منظره سياسى را بيش از اينها دگرگون خواهند کرد.

سياوش مدرسى: جمعى در اپوزيسيون از برنامه ها و وعده هاى انتخاباتى خاتمى دفاع مى کنند و خاتمى را فرموله کننده مطالبات مردم و تمايل آنها به راه حلهاى مسالمت آميز و تغييرات گام به گام و خزنده بسوى يک رژيم متعارف مى دانند، بنظر شما مردم تا چه حد به قول هاى خاتمى بسنده مى کنند و آيا اساساً خواسته مردم اجراى قوانين جمهورى اسلامى است؟

دايوش همايون: خوشبينى بيش از اندازه به خاتمى همان اندازه بى پايه است که راندن او بهمان چوب بقيه سران تردامن جمهورى اسلامى. در اميد بستن پاره اى از مخالفان به وعده هاى انتخاباتى رئيس جمهورى، بيش از هرچه خستگى و نوميدى از مبارزه را مى توان تشخيص داد.

در اين ترديد نيست که رئيس جمهور نمى تواند با وضع موجود جمهورى اسلامى کار کند و از آن خرسند باشد و باز در اين ترديد نيست که او جز به تغييرات آهسته - بسيار آهسته - و گام به گام اعتقادى ندارد. چه در موقعيت او و چه در طبيعتش هيچ چيز نيست که دلالت بر اقدامات تند و ريشه اى کند.

اما مردم به هيچ چيز بسنده نخواهند کرد. مردم ممکن است امروز اجراى همين قوانين جمهورى اسلامى را بخواهند، ولى فردا بيشتر خواهند خواست و مى بايد هم بخواهند. تا همگامى که شرايط زندگى انسانها در سده بيست و يکم براى ايرانيان - ونه گروه هاى ممتازى از آنان - فراهم نشود، مردم خواهند خواست و تلاش خواهند کرد.

سياوش مدرسى: سير تحولات آتى را با توجه به شرايط امروز و حضور مردم در بيان عمومى مطالباتشان چگونه ارزيابى مى کنيد؟ چه تغيير و تحولاتى در ايران محتمل خواهد بود؟

داريوش همايون: آينده را رويهمرفته تنها مى توان در پرتو روندهاى گذشته و اکنون پيش بينى کرد. جمهورى اسلامى رو به جنگ بالاگيرنده قدرت -برسر مقامات و سياست ها- دارد و درياى بجوش آمده جامعه ايرانى، بيشتر خواهد جوشيد. امروز خاتمى منتظر است که مردم کار او را انجام دهند و مردم در انتظار خاتمى هستند. استراتژى خاتمى آن است که فشار از پائين را افزايش دهد -فشار کنترل شده و نه چندان سخت - و کار را به انتخابات مجلس بکشاند. اگر چنين شود کارزار بزرگ آن زمان خواهد بود. در آن انتخابات کسى غافلگير نخواهد شد و هواداران وضع موجود هرچه بتوانند براى بردن مجلس خواهند کرد.

تا آن زمان پرهيز از برخوردهاى تند و عقب نشينى هاى موضعى از هردو سو را بيشتر مى توان احتمال داد. گشايشى آهسته در سياست خارجى، بويژه در رابطه با امريکا و کاهشى در هزينه هاى انقلابى از جمله نهادها به سود نياز عمومى.

جامعه ايران نيازمند دگرگونى هاى بنيادى و دامنه دار است ، ولى ترکيب سياسى کنونى نه از آن برمى آيد و نه گرايشى بدان دارد. اگر ضرورتى به مقايسه با شوروى باشد - که خواه ناخواه به ذهن مى آيد - جمهورى اسلامى در ترکيبى اندک مايه از "انحراف زدائى" خروشچفى و "آشکارگى" گورباچفى، نه خروشچف خود را دارد و نه گورباچف خود را.

اليگارشى آخوندى راه ويژه خود را بسوى زباله دان تاريخ مى سپارد.

سياوش مدرسى: با تشکر از شما.

مصاحبه با نشريه سياسى، فرهنگى، اجتماعى پوشه شماره يک مارس ١٩٩٨

بازگشت